بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
520
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و آنجا كه پيه ثرب زن مزاحمت رحم كند همين هيئت فائده دهد و لاغر ساختن اولى بود اگر چه زنان اين معنى را نمىگيرند و آنجا كه سبب استيلاى زن باشد به جهت عدم اقتدار زوج بران در حين قرب انزال هر دو مرد را به بالاى خود كشيدن و رانهاى او را محكم گرفته به خود نيك نزديك آوردن و داشتن مدتها فايده دارد و آنجا كه سبب بواسير رحم بود علاج آن موقوف بازالهء باسور باشد و آن بىعسر نشود و آنجا كه سبب باد در رحم بود بطريقى كه در علاج استسقاى طبلى و يا در مثانه و معده و غيره گفته شده رفع بايد كردن و آبزنها و ضمادها و فرزجهاى محلل بعد تقليل ماده مولد ريح به كار داشتن نافع آيد و آنجا كه سبب ورم صلب كيسهء رحم و يا عضوى كه مزاحم رحمست باشد علاج مشكل پذيرد و بخواص اشيا در تحليل آن تقرب نمودن چنانچه در بحث اورام بعضى مبين شده يمكن كه نفعى رساند و آنجا كه سبب سده منافذ شد جنين بود در داخل رحم و آن دهن رگهاى بود كه مشميه بدان متصل مىشود و او را در ابزنهاى مفتح بايد نشانيدن و فروجهاى مفتح به كار داشتن و روغنهاى مفتح بزرها و ناف و كمرگاه او ماليدن و از تدابيرى كه در تفتيح سده كند و غيره گفته شده و از آنچه در تدبير منع اسقاط و راندن نفاس و حيض توان نمودن و آنجا كه سبب دوام حيض بود علاج آن چنانچه بمحلش مذكور گردد بايد كردن و آنجا كه سبب رطوبتى لغزاننده در رحم بقى و مسهل تن را از بلغم لزج و غلبه پاك بايد كردن و در آبهاى قابض گرم و معادن و غيرها بايد نشانيدن و از دواهاى گرم قابض و عطر چون سنبل و عود و سعد و قرنفل و برگ مورد و داس و رامك و سك و غيرها با فانيذ و شكر سرخ فرزجه ترتيب نمودن و شبها استعمال كردن و اگر ازين دواها با كز انگبين و كز يا بلوط سرشته نهند بسى سودمند بود و خوردن غذاهاى گرم و شيرين و بر بالاى آن از معاجين مقوى مثل حافظ الصحة و مفرح شاهى و فلافلى و آنچه بدينها نزديك بود و يا از سميات مقوى مثل مهارس و سرورس بدستور رعايت آنها و يا حلواى جوزبوا و دارچينى و حلواى كه زنان آن را پنجيرى گويند خوردن و از مولدات بلغم و دور بودن بتخصيص ميوها و مرخيات و شيرينيها و بر چيزهاى گرم و خشك نشستن و از مواضع نمناك و سرد حذر كردن علاجى تمام باشد و آنجا كه سبب عظم و طول ذكر و قوت مرد بود تبديل لازم باشد و آنجا كه سبب اشتغال طبيعت بود بدفع مرض